|
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما می گریخت چند روزی است دلم دیدنی است حال من از این و آن پرسیدنی است گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ حالم را گرفتم یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 9:6 توسط یک عاشق دل تنگ |
|
| |||||